|
کلبه عشق |
|
|
عشق يعني سالهاي عمرسخت عشق يعني زهر شيرين بخت تلخ عشق يعني خواستن له له زدن عشق يعني سوختن پر پر زدن عشق يعني جام لبريز از شراب عشق يعني تشنگي يعني سراب عشق يعني لايق مريم شدن عشق يعني با خدا همدم شدن عشق يعني لحظه هاي بي قرار عشق يعني صبر يعني انتظار عشق يعني از سپيده تا سحر عشق يعني پا نهادن در خطر عشق يعني لحظه ي ديدار يار عشق يعني دست در دست نگار عشق يعني ارزو يعني اميد عشق يعني روشني يعني سپيد عشق يعني غوطه خوردن بين موج عشق يعني رد شدن از مرز ميديد ميسوزم ولي باور نميكرد باگوشه چشمي آتشم را ترنميكرد توي نگاهش بي وفايي موج ميزد بيچاره دل اين صحنه را باور نميكرد ميديد توي چشمهايم حرفها بود حتي دمي پيش نگاهم سر نميكرد ويرانگري عشق به من آباد است بي آه من آشيان غم برباد است من بي تو سكوت ميكنم حرفي نيست اما چه كنم سكوت من فرياد است دوستای گلم سلام خوب هستین؟ نیستین؟ خب به دکتر مراجعه کنین فکر نکنین من با این شعرایی که مینویسم عاشقمااااااا نه نه نه یه بار عاشق شدم بس بودددددد نظر یادتون نره دوستای خوبم خیلی دوستون دارم بخصوص: داداشی محمد (اسمون بی ستاره) غزل جونمممممم(ساحل یخی) بی معرفت دلم برات یه ذره شده محمد جونم (ارزو بارانی) و شیدااااااا جون بچه ها برای شیدا دعا کنین مشکلی که داره حل بشه حاجیه عسلی (یه ذره عسل جون فکر کن میفهمی من کی ام) ابجی مرضیه مسیح جونم مارکار جونم که تازگیا خیلی بی وفا شده و سر نمیزنه و مهرداد جونمممممممممممم و کوچولوی تنهاااااااااااا خیلی دوستون دارممممممم من از مرداد دیگه نمییام ولی وبلاگم هست اما یه نفره دیگه مینویسه که هنوز........ هر کی مایل باشه وبلاگمو از مرداد بگیره تو قسمت نظرات حتما بگه ممنونممممممممممممممم بای تقدیم به همتون سعي کن به خاطر کسي که دوستش داري، غرورت رو از دست بدي. ولي مواظب باش که بخاطر غرورت کسي رو که دوستش داري از دست ندي عشق یعنی... عشق يعني خاطرات بي غبار دفتري از شعر و از عطر بهار عشق يعني يك تمنا , يك نياز زمزمه از عاشقي با سوز و ساز عشق يعني چشم خيس مست او زير باران دست تو در دست او عشق يعني ملتهب از يک نگاه غرق در گلبوسه تا وقت پگاه عشق يعني عطر خجلت ...شور عشق گرمي دست تو در آغوش عشق عشق يعني "بي تو هرگز ...پس بمان " تا سحر از عاشقي با او بخوان عشق يعني انتظار و انتظار عشق يعني هرچه بيني عکس يار عشق يعني ديده بر در دوختن عشق يعني در فراقش سوختن عشق يعني شعله بر خرمن زدن عشق يعني رسم دل بر هم زدن عشق يعني لحظه هاي التهاب عشق يعني لحظه هاي ناب ناب عشق يعني با پرستو پر زدن عشق يعني آب بر آذر زدن
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1387ساعت 12:28 توسط مهتاب |
بعد از سالها این شعر منه. حرف منه. دل منه....... زير خاكستر ذهنم باقي ست اشکم از ديده نريخت
آتشي سركش و سوزنده هنوز
يادگاري است ز عشقي سوزان
كه بودم گرم و فروزنده هنوز
عشقي آنگونه كه بنيان مرا
سوخت از ريشه و خاكستر كرد
غرق درحيرتم از اينكه چرا
مانده ام زنده هنوز
گاهگاهي كه دلم مي گيرد
پيش خودم مي گويم
آن كه جانم را سوخت
ياد مي آرد از اين بنده هنوز
سخت جاني را ببين
كه نمردم از هجر
مرگ صد بار به از
بي تو بودن باشد
گفتم از عشق تو من خواهم مرد
چون نمردم هستم
پيش چشمان تو شرمنده هنوز
گرچه از فرط غرور
بعد تو ليك پس از آنهمه سال
كس نديده به لبم خنده هنوز
گفته بودند كه از دل برود يار چو از ديده برفت
سالها هست كه از دیده من رفتي ليك
دلم از مهر تو آكنده هنوز
دفتر عمر مرا
دست ايام ورقها زده است
زير بار غم عشق
قامتم خم شد و پشتم بشكست
در خيالم اما
همچنان روز نخست
تويي آن قامت بالنده هنوز
در قمار غم عشق
دل من بردي و با دست تهي
منم آن عاشق بازنده هنوز
آتشي عشق پس از مرگ نگردد خاموش
گر كه گورم بشكافند عيان مي بينند
زير خاكستر جسمم باقي است
آتش سركش و سوزنده هنوز
+ نوشته شده در پنجشنبه نوزدهم اردیبهشت 1387ساعت 22:4 توسط مهتاب |
بارون... اشک... غفلت از یاد خدا!!! کوچيک تر که بودم فکر مي کردم بارون اشک خداست ولي مگه خدا هم گريه مي کنه... چرا بايد دل خدا بگيره!!!!؟
دوست داشتم زير بارون قدم بزنم تا بوي خدا رو حس کنم
اشک خدا را تو يه کاسه جمع کنم
تا هر وقت دلم گرفت کمي بنوشم تا پاک و آسماني شوم!
آسمان که خاکستري مي شد دل منم ابري مي شد حس مي کردم
که آدما دل خدا رو شکستند و يا از ياد خدا غافل شدند
همه مي گفتند باران رحمت خداست
ولي حس کودکانه من مي گفت خدا دلش گرفته و از دست آدم بدا داره گريه ميکنه...
+ نوشته شده در دوشنبه شانزدهم اردیبهشت 1387ساعت 19:3 توسط مهتاب |
Love is like war ... Easy to start ... Difficult to end ... Impossible to forget... عشق مانند جنگ است... آسان شروع می شود... سخت پایان می یابد... و فراموش کردنش محال است. Love is hard and will always be, but remember somebody loves you and that one is ME ! عشق دشوار است و همیشه نیز خواهد بود اما بیاد داشته باش یک نفر دوستت دارد و آن کس منم. The rose speaks of love silently in a language known only to the heart. رز با سکوت از عشق می گوید با زبانی که فقط برای دل شناخته شده است. I love two things, a rose and you. A rose for a short while, but you the rest of my life من دو چیز دوست دارم... رز را و تو را... رز را برای مدت کوتاهی و تو را برای بقیه ی زندگیم. Like a rose needs water, like a season needs change, like a poet needs a pen, I need you!! همانطور که رز به آب نیاز دارد... همانطور که فصلها به تغییر نیاز دارند... همانطور که شاعر به قلم نیاز دارد... من به تو نیازمندم... There are thousands of roses on this world, even if I gave you every rose , That would not be enough to tell you how much I love you! هزاران رز در دنیا وجود دارد... حتی اگر من تمام رز ها را به تو بدهم برای بیان اینکه چقدر دوستت دارم کافی نخواهند بود!!! U promised 2 take care of me but u hurt me, u promised me 2 bring me joy but u brought me tears, u promised me your love but u gave me PAIN.... I promised u nothing but I gave you EVERYTHING!!!! تو قول دادی همیشه مراقبم باشی ولی به من آسیب رسوندی... تو قول دادی همیشه شادم کنی اما اشکامو سرازیر کردی... توگفتی عشقتو به من میدی اما فقط بهم رنج دادی... من هیچ قولی بهت ندادم اما بهت همه چی دادم.....
+ نوشته شده در چهارشنبه یازدهم اردیبهشت 1387ساعت 19:43 توسط مهتاب |
| ||||||